اعتراضهای مردمی اخیر در برخی شهرهای مهم قزاقستان، هراس حکومتهای منطقه را بهدنبال داشته است؛ حکومتهایی که بیم دارند، مبادا آتشی که در قزاقستان بر سر افزایش بهای سوخت شعلهور شده است، دامنگیر آنها شود. ترکیه و اوزبیکستان بهعنوان دوستان نزدیک قزاقستان بیشتر از سایر کشورها تحولات این کشور را دنبال میکنند و هراس دارند وضعیت بهجایی برسد که اوضاع از کنترل حکومت خارج شود.
آنچه معترضان در جریان چند روز اخیر در خیابانهای قزاقستان انجام دادند، یورش بردن به ادارههای دولتی بوده است. اعتراضهای گسترده خیابانی و درگیری با نیروهای پولیس در کشورهای همسایه قزاقستان و منطقه، یک تابوی بزرگ شمرده میشود. از تاجیکستان گرفته تا اوزبیکستان، ترکمنستان، بلاروس و سایر جمهوریهای استقلالیافته از شوروی سابق، حکومتها تلاش زیادی به خرج میدهند تا وانمود کنند که مردم در اوج رفاه و آرامش زندهگی میکنند و همه مطیع رهبر دولت هستند. با وجود استبداد وحشتناک حاکم در این کشورها، دستگاههای تبلیغاتی و رسانهها سعی دارند که از رهبران دولتها تصویر فرد مردمی که حامی ملتش است را نشان دهند. همچنان نشاندهنده ملتی باشند که همه با جان و دل از حکومت و شخص رهبر حمایت میکنند.
در تلویزیونهای دولتی، نام رییس جمهور با چندین پیشوند و پسوند توصیفی گرفته میشود و سیستم بسته و خشن امنیتی حکومتها فضایی را ایجاد کرده که مردم اصلاً جرأت نکنند در کوچه و خیابان و حتا میان خلوت خودشان، از حکومت و سیاستهایش انتقاد کنند. در گذشته تجربههای مشابه دیگر نشان داده که آغاز اعتراضهای مردمی بر علیه حکومت در یک کشور، میتواند سبب گسترش آن به سایر کشورهای همسایه و منطقه شود و حکومتها را بهگونه زنجیروار یکی پی دیگری فروپاشاند.
جنبشهای اعتراضی مردمی در کشورهای عرب خاورمیانه به «بهار عربی» شهرت یافت، نمونه آشکار از تجربه گسترش اعتراضهای مردمی از کشور به کشور دیگر است. اعتراضهای مردمی بهار عربی که از خودسوزی یک جوان دستفروش فقیر در مصر آغاز شد، در مدتزمان کوتاهی سبب فروپاشی حکومت چندین کشور عربی شد و دامنه آن از مصر تا لیبیا، تونس، سوریه و سایر کشورهای خاورمیانه رسید.
نگاهی فشرده به تجربه اعتراضهای مردمی در سایر کشورها نشان میدهد که حکومتهای همسایه قزاقستان همه نگران تداوم اعتراضهای مردمی و گسترش آن به کشورهای خودشان هستند، از همین جهت تلاش دارند شعله اعتراضها هرچه زودتر خاموش شود. ترس اصلی حاکمان کشورهای همسایه قزاقستان این است که مبادا مردم آنها هم با الگوبرداری از اعتراضهای مردمی در قزاقستان و با توجه به فرصت پیشآمده، دست به اعتراضهای گسترده علیه حکومتهایشان بزنند.
در این میان، نگاه مردم و حکومتهای آسیای میانه به روسیه دوخته شده تا ببینند که حکومت پوتین چه نسخهای مهار اعتراضها در قزاقستان دارد و با چه روشی میخواهد اوضاع آشفته قزاقستان را سروسامان دهد. آنچه بر نگرانی کشورهای همسایه قزاقستان افزوده است، این است که روسیه در حالحاضر درگیر چند میدان مهم دیگر است که شاید در رده اولویتها، از قزاقستان بیشتر باشد. مساله تنشهای اخیر با اوکراین، یکی از مهمترین اولویتهای روسیه است و کاخ کرملین برنامهریزی ویژهای برای مدیریت شرایط پیش آمده برای آن کشور دارد. بهنظر میرسد با موضعگیری واضح امریکا و قدرتهای اروپایی در حمایت از حکومت اوکراین، وضعیت برای روسیه بسیار پیچیده شده است.
در کنار این، هرچند اعتراضهای مردمی گسترده در کشور بلاروس فروکش کرد و رییس جمهور لوکاشنکو با حمایت روسیه و سرکوب شدید اعتراضها، در کرسی ریاست جمهوری باقی ماند، اما اعتراضهای قزاقستان ممکن است آغاز دوباره اعتراضها در بلاروس شود. همچنان تحولات سوریه و حضور نظامی روسیه در آن کشور تحولات لیبیا و درگیر بودن روسیه در آن، تنشهای اخیر میان آذربایجان و ارمنستان، تنشهای مرزی میان تاجیکستان و قرقیزستان و چندین مساله دیگر را میتوان افزود که روسیه درگیر آنها است. شاید از همه اینها مهمتر، اوضاع آشفته و تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان باشد که هم روسیه و هم کشورهای آسیای میانه را بهشدت درگیر خود کرده است. روسیه فرصت کمتری برای رسیدهگی به قضیه قزاقستان دارد.
با این همه، در میان واکنش قدرتهای جهانی ماندند امریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا به اعتراضهای مردمی در قزاقستان، واکنش وزارت خارجه حکومت سرپرست طالبان به مساله قزاقستان جالب و قابل توجه بود. پس از دوام اعتراضهای مردمی در قزاقستان، وزارت خارجه حکومت سرپرست طالبان بهتازهگی اعلام کرد که وضعیت جاری در قزاقستان را «از نزدیک نظارت میکند» و از ناآرامیهای اخیر نگران است. از دید طالبان، قزاقستان کشور همسایه و شریک تجاری افغانستان است و حکومت سرپرست طالبان از دولت و معترضان خواست تا «از راه گفتوگو و تفاهم» مشکلات را حل کنند و «ثبات و آرامی» به کشور خود برگردانند.
اعلامیه طالبان نشان میدهد که حکومت سرپرست آنان در چنین وضعیت پیچیده، میخواهد که از آب گلآلود قزاقستان ماهی خود را صید کند. آنان به وضوح از قضیه آن کشور برای جلب توجه برای به رسمیت شناخته شدن حکومت سرپرستشان استفاده میکنند. همچنان این بیانیه نشانگر ترس طالبان از وضعیت موجود در قزاقستان است. طالبان که به تازهگی قدرت را از راه زور در افغانستان به دست گرفتهاند، با بحران جدی مشروعیت روبهرو هستند و دستکم تا کنون در کنترل بحرانهای بشری کشور ناتوان بودهاند. مشخص است که ریشه این ترس و نگرانی طالبان با کشورهای همسایه قزاقستان و کشورهای آسیای مرکزی یکی است که ترس از تداوم اعتراضها و رسیدن دامنه آن به افغانستان را شامل میشود. طالبان نیز به همین دلیل خیلی زودتر به مساله قزاقستان واکنش نشان دادند تا در کنار اظهار نگرانیشان، برای کسب مشروعیتشان در سطح بینالمللی، توجه برخی از کشورهای حامی قزاقستان را جلب کنند و خودشان را حکومت خیرخواه منطقه نشان دهند.

