روایت صالح از سقوط کابل؛ یک روز پیش از طریق محب و فضلی از برنامه فرار غنی آگاه شده بودم:
امرالله صالح، معاون اول محمداشرف غنی، رییس جمهور فراری کشور روز پنجشنبه، نهم جدی، درباره سقوط کابل، فرار محمداشرف غنی و رفتن خودش به ولایت پنجشیر وضاحت داده است. طبق روایت صالح، او یک روز پیش از سقوط کابل از برنامه خروج محمداشرف غنی از کشور خبر شده بود.
هرچند روایت اشرف غنی در مصاحبه با نیکی کارتر، فرمانده پیشین نیروهای بریتانیایی از فرارش از کشور متناقض است، اما او گفته است که هنگام فرار به او وقت داده نشده است و تا آخر نمیدانسته است که کشور را ترک میکند.
امرالله صالح معاون اول غنی روایت خود را از روز شنبه، بیستوسوم اسد، یک روز پیش از سقوط کابل از دیدار و ملاقات با دو تن از نزدیکان غنی آغاز کرده است. به گفته او، حمدالله محب، مشاور امنیت ملی و فضل فضلی، رییس اداره امور و از نزدیکان محمداشرف غنی به دیدار او آمده بودند.
صالح گفته است که در این هنگام او از عدم اعلام مقاومت ملی خشمگین و ناراضی بوده است؛ زیرا باید مقاومت ملی از روز پنجشنبه اعلام میشد.
به گفته صالح، این دو تن از نزدیکان محمداشرف غنی مشورت داده بودند که با «خونسردی به درازمدت» فکر شود و طالبان باید از مشروعیت محروم شود؛ زیرا چیزی به نام پروسه صلح وجود ندارد.
معاون اول محمداشرف غنی میگوید که در این نقطه با آنها موافق بود، اما وقتی تفصیل خواست، در جریان صحبت فهمیده است که آنها میخواهند غنی به خارج برود.
امرالله صالح اما میگوید که به دو مشاور محمداشرف غنی گفته است که به هیچ صورت کشور را ترک نمیکند و هر قدر توانست مقاومت میکند.
او نوشته است که به فضلی و محب گفته است: «من به هیچ صورت کشورم را ترک نمیکنم. تا هر مقداری که بتوانم مقاومت میکنم. اگر در هیچ جای نتوانم کاری کنم بام خانهام را در تایمنی سنگر میسازم».
امرالله صالح همچنان میگوید که محب به او گفته بود که پاکستانیها تصمیم گرفتهاند که چند نفر را با شنیعترین روش ممکن بکشند و پیش از کشتن در شهر بگردانند. برابر روایت صالح، محب گفته است که او (صالح) نیز در این جمع شامل بوده است.
معاون اول محمداشرف غنی میگوید که شنبهشب (۱۴ آگست، ۲۴ اسد) تا صبح نخوابیده تا از وضعیت باخبر شود و «بغاوت زندانیان طالب» در پلچرخی را مهار کند.
به گفته او، در آن شب تنها فرمانده پولیس کابل به تلفنهای او پاسخ داد و دیگر مقامهای امنیتی و دفاعی قابل دسترس نبود.
امرالله صالح همچنان میگوید که آخرین پیام را به حمدالله محب داده است که سروبی کابل زیر فشار است و باید عاجل دست به کار شد. او اما میگوید که پاسخی در این مورد دریافت نکرده است.
صالح میگوید که ساعت نه صبح روز یکشنبه، بیستوچهارم اسد، از تایمنی به سمت پنجشیر حرکت کرد و در آنجا در شکلدهی مقاومت سهم گرفت و اجازه نداد که لکه تسلیمی و تضرع بر جبین پایگاه مقاومت و ملت حک شود.
معاون اول محمداشرف غنی نوشته است: «روایت مقاومت با مقاومتگران و خون پاک شماری از این پاکبازان رقم خورد و ادامه دارد. وقتی تصاویر انهدام دو عراده رنجر طالب را که دیشب به همت مدافعان مقاومت در قریه رخه انجام شده بود، میدیدم برایم فخر عجیب دست میداد.»
در پایان امرالله صالح تأکید کرده است که هیچ علاقهای به نوشتن «قیل و قال» شکست ندارد؛ «زیرا وطن از ما است و روزی از دست این گروه نیابتی، ستمگربیگانه با فرهنگ و تاریخ ما آزادش می کنیم». به گفته او، روایت مقاومت، تضعیف و شکست طالبان اهمیت بیشتر از نوستالژینویسی دارد.

