آنچه واضح است، این است که طالبان هنوز انتقاد را بر نمیتابند. آنان میخواهند که این انتقادها بیسروصدا شبیه یک شکایت برایشان برسد و همگانی نشود. در شرایطی که حتا فضای انتقاد بر مردم تنگتر شده است، وزارت عدلیه طالبان توقع دارد که افراد شاکی خود به اداره بروند و شکایتشان را علیه یک مسوول آن نهاد ثبت کنند. متاسفانه هیچ روش منطقی برای تضمین مصونیت شکایتکنندهگان نیز پیشنهاد نشده است. هنگامی که همه مسوولان با تفنگ در ادارهها حضور پیدا میکنند، چگونه یک شهروند عادی میتواند به اداره برود و علیه مسوول بلندرتبه تفنگدار شکایت درج کند؟ آن هم در وضعیتی که بیشتر اعضای طالبان به غیر از افراد خودشان به چشم مزدوران حکومت قبلی و افراد مرتد مینگرند.
همین اکنون موارد زیادی وجود دارد که مردم از ترس جانشان حتا آن را در حد یک انتقاد مطرح نمیتوانند، چه رسد که آن را به شکل شکایت درج کنند. زمانیکه والی طالبان به جای رسیدهگی به کارهای مردم، نیمه روز در دفتر کارشاش را برای خواب قیلوله (خواب نیمهروزی) اختصاص دهد و دهها نفر پشت دروازه دفترش منتظر میمانند، این شکایت باید در کجا ثبت شود؟ مگر در یک ولایت فرد بلندرتبهتر از والی وجود دارد؟ آیا مقام بلندرتبه طالبان شکایت یک فرد عادی را در برابر خود برمیتابد؟ شبیه این دهها سوال وجود دارد که پیش از درج شکایت، باید به آن پاسخ داده شود.
وزارتها و ادارههای محلی پر از این شکایات است که به دلیل هراس از برخوردهای غیراصولی، حتا به شکل یک درد دل مطرح نمیشود. به خصوصی افرادی که با مسوولان طالبان سروکار دارند، بیشتر با این مشکلات روبهرو هستند. مسوولان طالبان بدون درک شرایط و فوریت مساله، اقدامات را متناسب با درک خودشان میسنجند و حرف خودشان را حسن ختام میدانند. آنان حتا در شماری از ولایتها روند کمکرسانی موسسههای کمکرسان بینالمللی که سالها به همان شیوه ادامه داشت را متوقف میکنند، زیرا میگویند که باید مواد کمک شده دوباره آزمایش شود. سپس در یک اقدام ناسنجیده، گندم را برای آزمایش به طب عدلی میفرستند. متاسفانه به این شکایات هیچگاهی رسیدهگی نخواهد شد، مگر اینکه رسانهای شود.
متاسفانه طالبان بیشتر مواقع بدون سنجیدن ابعاد مساله، دستور میدهند. هدایت اخیر وزارت عدلیه حکومت سرپرست طالبان نیز بخشی از این مشکلات است. طالبان باید اول بین نهادهای ملکی و نظامی تفاوت قایل شوند. وقتی یک مسوول طالبان در یک نهاد ملکی با سلاح حاضر میشود، نهاد شکل نظامی میگیرد و دست کارمند و فرد عادی حتا برای یک شکایت عادی بسته میشود. در گام دوم، طالبان باید واژه «دشمن» که به کار میبرند را تعریف کنند. کاربرد این واژه ثابت میسازد که طالبان به یک قشری از این جامعه هنوز به چشم دشمن نگاه میکنند که این مساله بهتر است روشن شود.
طالبان باید به یاد داشته باشند که در حال حاضر مسوول هستند و باید مسوولانه با مسایل برخورد کنند. در عصر کنونی که ارتباطات مردم را به هم نزدیک کرده است، نمیتوان مانع انتقاد شهروندان شد. اعلامیه اخیر طالبان تنها موردی که را ثابت میکند، این است که طالبان با انتقاد موافق نیستند. آنان این انتقادها را «نشرات منفی» مینامند، در حالیکه یک حکومت براساس همین انتقادها اصلاح میشود. طالبان بهتر است در گام اول طرز فکرشان در مقابل انتقاد را تغییر دهند. سپس برای دریافت شکایات مردم، راه دقیق را مشخص کنند که مصونیت شهروند را تضمین کرده بتواند. محدود کردن مردم و بسته کردن دهانشان هیچگاه به نفع حکومت سرپرست طالبان نیست و نواقص در حکومتداری را بیشتر میسازد.

